ای یار که گیسوی پریشان داری
صد حلقۀ صوفیانه در آن داری
مانند ابوذر و کمیل و مقداد
یک مدرسه شاگرد دبستان داری
هم قد رفاقت تو با سلمانت
اندازۀ اصفهان مسلمان داری
بر فرع دهم نگاه کن می بینی
فیروز علی دوست فراوان داری
آنقدر فدائی چو ابولوءلوءها
در گوش کنار شهر کاشان داری
بد نیست محرم وصفر هم داریم
خوبست که تو نظر به ایران داری
یک مرد،علی ، اباالحسن، شاهنشاه
مانندخودت که درخراسان داری
این چار علی که ضربدر دو بشوند
با جمع خودت چقدر سلطان داری
زیبا، بُکُشم به خون خضابم بِکِشان
با شیوۀ چشمی که به مژگان داری
بسپار به وادی السلامی که هنوز
در غرب جنوب اصفهان داری
در کوی هفشتم خیابان سروش
مجموعۀ فرهنگی سلمان داری
در صحن عتیق گونه های سرخت
میدان قیام(سبزه میدان) داری
یک مصر یوزارسیف هر جمعه شبی
در چاه سه شنبه های کنعان داری
صد سلسلۀ خفته به بحر المیت
در گودی آن سیب زنخدان داری
در نقطه سیاه خال زیر لبهات
بسم الله من، بیست و سه قرآن داری
تا اینکه همه عاشق رویت بشوند
صد باغ نمک به شکرستان داری
شکر لب تو که شهد می پاشاند
در ابجد نام خود نمکدان داری ؟
غلامرضا فاتحی |